خرید بک لینک

سلام

امروز یکی از بچه های کلاس هفتم که دختر زرنگی هم هست، وقتی مدیر اومد سرکلاس، که ببینه دیروز چرا از کلاس رفتن بیرون، گفت خانم مدیر خانم فلانی یعنی من، گفته 1 های کسایی که رفتن بیرونو نمیخواد بده! منظورش برگه های امتحانی که تصحیح کردم بود !! و اشک هاش جاری شد و 1 کرد!! منم گفتم بخاطر یه برگه داری گریه میکنی ؟؟

خب واقعا 1 ما مسخره اس و میدونیم که اون برگه امتحانی هیچ ارزشی نداره و خب

از نظر من معلم هم همینطور که این بچه زرنگ باید خوشحال باشه که درسو یاد بگیره ریاضی بلد بشه حالا این برگه ها و نمره ها اهمیتی ندارن

امشب تو این اتاق عالم که تنهام دوباره به این فکر کردم که اینکه من هم بخاطر 1م که ( حالا نمیدونم دلیلش دقیقا چیه ؟ وابستگی ؟ حساب وا کردن روش ؟ عادت به حرف زدن؟ دل تنگی یا چیز دیگه؟ ) گریه میکنم مثل همون برگه امتحانی برای خداوندم عجیب باشه !! خواستگار یا شوهر چه ارزشی داره مهم اینه که من ... بندگی کنم؟ یا رشد کنم تو این حیات دنیایی

جالبه !! جالبی خدا

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر ۱۴۰۱ ساعت 18:30 توسط خانوم با اراده  | 

برچسب: نویسنده: کیارش موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:11

صفحه بندی